یوسف زهرا

امکان رفع و از بین رفتن قرآن

امکان رفع و از بین رفتن قرآن

اندازه فونت :
1396/08/26

امکان رفع و از بین رفتن قرآن

قبل از بحث در رابطه با دلیل های قرآنی، لازم است که مقصود از رفع و از بین رفتن قرآن را بشناسیم. پس رفع یعنی حمل نمودن چیزی از مکان سابق آن. همچنین معنای دیگر آن، تغییر دادن یا رساندن چیز معیّنی را به طرف بالا. مثل اینکه می گوییم این ماجرا و قضیه را پیش قاضی بردم، و معنای دیگر آن خاتمه پیدا کردن بحث و جدل است، و لذا در محاکم قضایی عبارت «رفعت الجلسه» ختم جلسه شایع است .

مقصود ما از رفع قرآن یعنی زوال و رفتن آن از روی زمین است. و لازم است بدانیم که آیا مراد از این زوال، محو و از بین رفتن قرآن از سینه ها و مصحف ها می باشد همان گونه که بعضی از علما این معنا را قبول کردند، یا اینکه معنای دیگری غیر از این مراد است؟

آیات قرآن این زوال را ذکر و بیان کرده اند، و از جمله­ی آن آیات این آیه است که خداوند متعال در کتاب خود فرمود: (وَلَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ) . سوره­ی اسرا آیه­ی 86 . «و اگر بخواهیم آنچه را بر تو وحى فرستادیم از تو مى‏گیریم» .

این آیه با عبارت (لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ)

توضیح می دهد که رفع قرآن امکان دارد یعنی کار دشواری نیست، در صورتی که بعضی گمان کردند که زوال قرآن جزو محالات است. بلکه قرآن زایل می شود و از بین می رود ولی زوال آن با زوال سبب وجودش تحقّق پیدا می کند . به زودی در لابلای این بحث توضیح داده می شود، و با مراجعه کردن به حوادث و وقایعی که قرآن به واقع شدن آنها در آینده خبر می دهد، ملاحظه می کنیم که امر واقع شدن در آینده ممکن است، و به این دلیل استدلال می کنیم بر اینکه رفع و زوال قرآن در آینده واقع می شود، همان گونه که روایات اهل بیت عصمت به آن اشاره دارند.

همان­طوری که می دانیم اگر چیزی با چیز دیگر با درجه ای ارتباط، که بین آنها الصاق و اتّصال حقیقی فعلی وجود داشته باشد، با از بین رفتن یکی از آن دو چیز، چیز دیگر هم در هر مکان و زمان که باشد از بین می رود. قرآن و شب قدر با هم در ارتباط هستند و اگر به ارتباط بین شب قدر و قرآن نگاه کنیم معلوم می شود که در شب قدر قرآن نازل شده و در آن شب فرشتگان و روح، راجع به هر امری نازل می شوند و فرود می آیند .

خداوند متعال فرمود: (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ * وَما أَدْراکَ ما لَیْلَهُ الْقَدْرِ * لَیْلَهُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ * تَنَزَّلُ الْمَلائِکَهُ وَالرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ * سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ). سوره­ی قدر آیات 1 – 5 . «ما آن (قرآن) را در شب قدر نازل کردیم، و تو چه مى‏دانى شب قدر چیست؟! شب قدر بهتر از هزار ماه است، فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان براى (تقدیر) هر کار نازل مى‏شوند، شبى است مملوّ از سلامت (و برکت و رحمت) تا طلوع صبح» .

این نزول(حقایق) برای قرآن مستمرّ و ادامه­دار می باشد، و این نزول با نزول وحی بر رسول خدا ((صلّی اللهُ علیه و آلهِ و سلّم تسلیماً)) شروع شده تا به امروز . روایات صریحا بر علاقه و ارتباط قرآن با شب قدر تاکید دارند، و بیان کردند که وقتی شب قدر رفع شود و از بین برود قرآن هم رفع می شود. و این مطلب یک امر منطقی است؛ چون که شب قدر یعنی قرآن، و قرآن یعنی شب قدر، و رفع و از بین رفتن یکی از آن دو رفع و از بین رفتن دیگری را اقتضا می کند و می طلبد .

شخصی از امام صادق علیه السلام پرسید و گفت: راجع به شب قدر به من خبر بده که آیا گذشته و یا همه ‏سال هست؟ حضرت فرمود: «اگر شب قدر از بین برود و برداشته شود، قرآن هم برداشته و منتفی مى‏شود»من لا یحضره الفقیه ج 2 ص 158 حدیث 2023 .

داود بن فرقد گفت: شنیدم مردی از اباعبدالله امام صادق علیه السلام در رابطه با شب قدر سوال کرد و گفت: در مورد شب قدر مرا خبر بده و آگاه کن که آیا گذشته یا اینکه در هر سال وجود دارد؟ امام علیه السلام فرمود: «اگر شب قدر منتفی شود و از بین برود، قرآن هم از بین می رود و منتفی مى‏شود» کافی ج 4 ص 158 حدیث 7 .

این احایث با عبارت «لو رفعت» ما را آگاه می کنند که شب قدر در آخرالزمان از بین می رود، و معنا و مفهوم آن چنین است که شب قدر برداشته می شود و به دنبال آن قرآن هم برداشته می شود، یا به عبارت بهتر و سزاوارتر به زودی مراحل رفع و از بین رفتن تدریجی قرآن شروع می شود؛ چون که ما اثبات کردیم که معنای شب قدر همان نزول قرآن بر قلب معصوم و پاک است، و بعد از رفتن آن قلب باید شب قدر هم برود؛ زیرا قرآن بعد از رفتن معصوم دیگر نازل نمی شود، و خداوند متعال فرمود: (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ . . . ) .

همچنین در آیه­ی (إِلَّا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ) برای ما حتمی بودن رفع یا امکان قرآن در آخرالزمان اثبات می شود . خداوند متعال فرمود: (ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّهُ أَیْنَ ما ثُقِفُوا إِلاَّ بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَحَبْلٍ مِنَ النَّاسِ وَباؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الْمَسْکَنَهُ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کانُوا یَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَیَقْتُلُونَ الْأَنْبِیاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ ذلِکَ بِما عَصَوْا وَکانُوا یَعْتَدُونَ) . سوره­ی آل عمران آیه­ی 112 .«آنها هر کجا یافت شوند مُهر ذلّت بر آنان خورده است مگر با ارتباط به خدا (و تجدید نظر در روش ناپسند خود) و (یا) با ارتباط به مردم و (وابستگى به این و آن) و در خشم خدا مسکن گزیده‏اند، و مُهر بیچارگى بر آنها زده شده، چرا که آنها به آیات خدا کفر مى‏ورزند، و پیامبران را به ناحق مى‏کُشند، اینها به خاطر آن است که گناه مى‏کنند و به حقوق دیگران تجاوز مى‏نمایند» .

یونس بن عبدالرحمان سند را به ابی عبدالله امام صادق علیه السلام رسانده راجع به کلام خداوند متعال که فرمود: (إِلَّا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَحَبْلٍ مِنَ النَّاسِ)، حضرت فرمود: «حبل خدا قرآن است ، و حبل مردم علی بن ابى طالب علیه السلام می باشد» . تفسیر عیاشی ج 1 ص 196 حدیث 131 . ، و مثل این حدیث از امام باقر علیه السلام نیز نقل شده است . جوهر ثمین در تفسیر کتاب مبین ج 1 ص 362 .

ابوسعید خُدری از پیامبر اسلام ((صلّی اللهُ علیه و آلهِ و سلّم تسلیماً)) روایت کرده که آن حضرت فرمود: «اى مردم! همانا من در بین شما دو ریسمان باقى گذاشتم که اگر به آن دو چنگ بزنید (و محکم بچسبید) هرگز بعد از من گمراه نخواهید شد، یکى از آن دو بزرگ­تر از دیگرى است، آن دو، یکى کتاب خدا می باشد که ریسمانى است آویخته و کشیده شده از آسمان به سوى زمین، و دوّمى عترت و خاندان من هستند، آگاه باشید که این دو هرگز از یک­دیگر جدا نمى‏شوند تا در کنار حوض کوثر به نزد من آیند» . تاویل آیات ظاهره ص 122 و 123، بحار الانوار ج 36 ص 21 .

از احادیث شریفه برای ما واضح و روشن می شود که قرآن و محمد و آل محمد ((صلّی اللهُ علیه و آلهِ و سلّم تسلیماً)) دو طرف ریسمان آویخته و کشیده شده از آسمان به طرف زمین را تشکیل می دهند. از جمله چیز هایی که جدّا منطقی به نظر می رسد این است که هنگامی برداشته شدن و منتفی گردیدن یکی از این دو ، طرف دیگر نیز رفع می شود. این همان رفع و برداشته شدن آن ریسمان آویخته شده (کتاب خدا) می باشد؛ چون که هیچ کدام از آن دو طرف برای همیشه در زمین باقی نمی مانند، و خداوند در این باره فرمود: (کُلُّ مَنْ عَلَیْها فانٍ * وَیَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلالِ وَالْإِکْرامِ). سوره­ی الرحمان آیات 26 و 27 . «تمام کسانى که روى آن زمین هستند فانى مى‏شوند، و تنها ذات ذو الجلال و گرامى پروردگارت باقى مى‏ماند» .

لذا با شهادت امام مهدی علیه السلام آخرین خلیفه­ی رسول خدا ((صلّی اللهُ علیه و آلهِ و سلّم تسلیماً)) یا آخرین کسی که مجسّم وجودی محمد و آل محمد ((صلّی اللهُ علیه و آلهِ و سلّم تسلیماً)) است قرآن برداشته می شود، و همراه آن حضرت طرف دیگر ریسمان آویخته شده، از بین می رود. پس قرآن با امام برداشته شده و از بین می رود، و این معنا یعنی اینکه رفع قرآن به تدریج هنگام رفع آخرین امام که قائم آل محمد ((صلّی اللهُ علیه و آلهِ و سلّم تسلیماً)) باشد،‌ شروع می شود.

برگرفته از : کتاب نظریه رفع و از بین رفتن قرآن ( از تراوشات فکری سید حسین حسنی )

کتاب نظریه رفع و از بین رفتن قرآن

کتاب نظریه رفع و از بین رفتن قرآن
از تراوشات فکری سید حسین حسنی
در این نظریه نویسنده چگونگی رفع قرآن را ثابت می کند. این در حالی است که علمای مسلمین آن را نوعی خرافه و اسطوره به شمار آورده اند.
این نظریه رفع تدریجی قرآن بعد از شهادت آخرین امام معصوم (علیه السلام) را نشان می دهد.
نویسنده : سید حیدر حسنی
تحقیق : رضا پوربیاتی

kharid ketab
Download exe book
Download apk
Download exe book
Download apk book


برچسب ها : .


سوال خود را مطرح کنید :


کتاب سفیانی ابوسفیان در عصر ظهورکتاب نظریه و تفکر بخش بخش بودن قرآنکتاب نظریه و تفکر تجدد و نو بودن قرآنکتاب نظریه رفع و از بین رفتن قرآن
Free WordPress Themes