یوسف زهرا

تفاوت قرآن و کتاب

تفاوت قرآن و کتاب

اندازه فونت :
1396/09/06

تفاوت قرآن و کتاب

قبل از شروع به بیان تفصیلی این نظریه و تفکّر، قصد داریم ارتباطی که بین دو لفظ «قرآن» و «کتاب» وجود دارد را توضیح دهیم؛ چون که اندیشه و فکرِ عموم کسانی که مشغول علوم قرآنی هستند، این است که لفظ «کتاب» یعنی همان «قرآن» است. این عقیده و فکر گرچه از جهتی صحیح است؛ ولی قبول این فکر در تمام موارد ما را در مقابل اشکالاتی قرار می دهد که بعضی از آنها را قبلاً ذکر نمودیم و بعضی دیگر را بیان نکردیم.

پس علاوه بر آنچه که قبلاً ذکر نمودیم در اینجا مطلبی را اضافه می کنیم و آن اینکه لفظ «کتاب» غالبا چیزی هست که در کلام خدا به آن اشاره می شود. آنجا که فرمود: (ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فِیهِ هُدىً لِلْمُتَّقِین‏) سوره ی بقره آیه ی 2 .«این کتاب با عظمتى است که شک در آن راه ندارد و مایه ی هدایت پرهیزکاران است »‏ .

اشاره به کتاب در این آیه با اسم اشاره ای واقع شده که برای دور وضع گردیده است و موارد کمی هست که در قرآن با اسم اشاره ای که برای نزدیک وضع شده، به کتاب اشاره کند. مثل این آیه: (وَ هذا کِتابٌ مُصَدِّقٌ لِساناً عَرَبِیًّا)سوره ی احقاف آیه ی 12 .«و این کتاب هماهنگ با نشانه ‏هاى تورات است، در حالیکه به زبان عربى و فصیح و گویا است ».

اما اشاره به قرآن فقط با اسم اشاره ایست که برای نزدیک وضع شده است. مثل این آیه: (لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى‏ جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَهِ اللَّه‏ ) سوره ی حشر آیه ی 21 . «اگر این قرآن را بر کوهى نازل مى‏کردیم مى‏دیدى که در برابر آن خشوع مى‏کند و از خوف خدا مى‏شکافد».

همچنین این آیه: (وَ لَقَدْ صَرَّفْنا لِلنَّاسِ فِی هذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ فَأَبى‏ أَکْثَرُ النَّاسِ إِلاَّ کُفُوراً)سوره ی اسرا آیه ی 89 . «ما در این قرآن براى مردم از هر چیز نمونه‏اى آوردیم (و همه معارف در آن جمع است) اما اکثر مردم (در برابر آن) جز انکارِ حقّ کارى ندارند».

آیه ی دیگر: ( قُلْ أَیُّ شَیْ‏ءٍ أَکْبَرُ شَهادَهً قُلِ اللَّهُ شَهِیدٌ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِه‏)سوره ی انعام آیه ی 19 .«بگو بالاترین گواهى، گواهى کیست؟ بگو خداوند گواه بین من و شما است (بهترین دلیل آن این است که) این قرآن را بر من وحى کرده تا شما را انذار کنم و از مخالفت فرمان خدا بترسانم ».

بنابراین صحیح نیست که بگوییم بعید (ذلک)همان قریب (هذا) است گرچه در رابطه با مقام ها و مرتبه ها اختلاف داشته باشند.

ماده و ریشه ی «کتاب» فعل «کَتَبَ» است و ماده و ریشه ی «قرآن» فعل «قرأ» می باشد. در نتیجه کتاب ، همان چیزی هست که دربردارنده ی آیات الهی با توجه به مقامات آن آیات است.

این مطلب ما را به سه کتاب راهنمایی می کند و می کشاند. یکی از آنها کتاب تدوینی می باشد حامل آیات الهی که از طرف خدا بر فرستادگانش – رحمت و سلام خدا بر همه ی آنها باد – نازل شدند.

کتاب دیگر کتاب تکوینی می باشد و آن کون و هستی می باشد که آیات خلقت آفاقی را مجسّم می کند. و کتاب سوم کتاب انسانی هست که آیات خدا را در خلقت انسان ترسیم می نماید.

خداوند متعال فرمود: (سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ شَهِید)سوره ی فصّلت آیه ی 53 .«به زودى نشانه‏هاى خود را در اطراف جهان و در درون جان­شان به آنها نشان مى‏دهیم تا آشکار گردد که او حقّ است، آیا کافى نیست که او بر همه چیز شاهد و گواه است‏؟».

پس تعریف جامع برای همه ی آنچه گذشت این است که کتاب ، عبارت است از ظرفی که دربردارنده ی مجموعه آیات است. امّا قرآن لفظ مشتق از فعل «قرا» هست خداوند متعال فرمود: (إِنَّ عَلَیْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ * فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَه‏)سوره ی قیامت آیات 17 و 18 . «چرا که جمع و خواندن آن بر عهده ی ما است و هنگامى که ما آن را خواندیم از آن پیروى کن‏» .

اما آمدن قرآن به وزن «فعلان» برای این است که دلالت کند بر آنچه که در هر حال خوانده می شود .

در اینجا علاقه و ارتباط بین «کتاب» و «قرآن» روشن می گردد و آن ارتباط عموم و خصوص است. به این معنا که کتاب هم قرآن و هم غیر قرآن را شامل می شود، اما قرآن فقط شامل کتاب است .

بنابراین، می توانیم آنچه را که این آیه ی مبارکه به آن اشاره دارد بیان و ذکر نماییم. (الر تِلْکَ آیاتُ الْکِتابِ وَ قُرْآنٍ مُبِینٍ) سوره ی حجر آیه ی 1 .«الر، این آیات کتاب و قرآن مبین است‏».

پس طبق آنچه را که قبلاً بیان کردیم، امکان ندارد لفظ «کتاب» را در این آیه ی مبارکه به «قرآن» تفسیر کنیم؛ زیرا با این تفسیر، لفظ «قرآن»تکراری خواهد بود. خداوند منزّه است از اینکه حرف لغو را ذکر نماید.

در حقیقت اوّلین قدم در مورد آنچه که ما آن را نظریه و تفکّر تقسیم بندی قرآن نامیدیم، فهم صحیح معنای آیه ای­که در سوره ی بیّنه می باشد. یعنی آیه ی (رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ یَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَهً * فِیها کُتُبٌ قَیِّمَهٌ) سوره ی بیّنه آیات 2 و 3 . «پیامبرى از سوى خدا که صحیفه‏هاى پاکى را بر ما بخواند، و در آن نوشته‏هاى صحیح و پر ارزش قرار دارد ».

ما آنچه را که مفسّرین راجع لفظ «کتب» در این آیه گفته اند _ که در گفتار مفسّرین تعارض وجود دارد _ بیان کردیم. دقیقاً اهل تفسیر از تفسیر و شرح صحیح این آیه ی شریفه عاجز ماندند؛ لذا ناچار شدند از معانی مجازی که بی نهایت از حقیقتِ مطلب دور می باشد بحث کنند، تا بتوانند آیه را به طرف درک و فهم خودِشان بکشانند .

اما معنای مناسب این آیه، قبول همان معنا است که آیه به آن صراحت دارد و آن معنا این است که این صُحُف پاکیزه که قرآن است کتب متعدّدی را که خود قرآن در جاهای مختلف بیان کرده است، دربردارد. و ان شاء الله به زودی به آن مواضع اشاره خواهیم نمود. همان­طوری که معروف است لفظ «کتب» بر مجموعه­ای از کتاب ها دلالت دارد نه بر یک کتاب.

مقصود این نیست که هر کدام از این کتاب ها ذاتا جدای از کتاب های دیگر باشد به طوری که هیچ ارتباطی با هم نداشته باشند؛ بلکه منظور از این تقسیم بندی، بیان و اثبات یک حالت و ویژگیی است که هر کتابی را از دیگری جدا می سازد .

در حقیقت تفکّر تقسیم بندی و بخش بخش بودن قرآن – به مقتضای آنچه که از تتبّع و تدبّر آیات قرآن به آن رسیده ایم – مقصودش این است، کتاب خدا که بر پیامبرش – رحمت خدا بر او و اهل بیتش باد – نازل شده است، در بردارنده ی قرآن و بیش از یک کتاب می باشد، و تمام آنها را لفظ «مصحف شریف» جمع می­نماید.

پس آن کتاب جامع، همه ی اقسام از قبیل «قرآن کریم» و «کتاب کریم» و «قرآن مجید» و «کتاب مجید» و «قرآن حکیم» و «کتاب حکیم» و «فرقان» و «کتاب ذکر» و «کتاب مثانی» و « کتاب محکم» و «کتاب متشابه» همه را در بر دارد و هر کدام از این کتاب­ها دارای خصوصیتی است که او را از دیگری تمیز می­دهد و جدا می­کند.

نتیجه اینکه قرآن کریم با وصف کرامت از کتاب­های دیگر امتیاز دارد و جدا می گردد، و دربردارنده ی آیاتی هست که این صفت «کریم» را دربردارند .

قرآن مجید با وصف مجد و عظمت و خشم و قهر ربّانی و غلبه و برتری الهی از کتاب­های دیگر امتیاز دارد و جدا می شود و آیات عزّت و برتری و غلبه را در خود دارد.

قرآن حکیم دارای آیات حکمت است و آن در کتاب حکیم موجود می باشد و همچنین «فرقان» و «کتاب ذکر» و «کتاب مثانی» و «کتاب محکم» و «کتاب متشابه» و غیر اینها همان خصوصیت را دارند .

اشکال و دفع آن

چه بسا ممکن است کسی سوال کند که دلیل بر صحت این تفکّر و نظریه چیست؟

در جواب می گوییم: قرآن یا بخش بخش هست – به همان معنایی که این تفکّر و نظریه ی تقسیم بندی قرآن متضمّن آن است – یا بخش بخش نیست. و قسم سوّمی در اینجا متصوّر نمی باشد. زمانی که صحت یکی از این دو قسم ثابت شود قسم دیگر منتفی می گردد و ما بخش بخش بودن قرآن را ثابت می کنیم.

برگرفته از : کتاب نظریه و تفکر بخش بخش بودن قرآن ( از تراوشات فکری سید حسین حسنی )

کتاب نظریه و تفکر بخش بخش بودن قرآن

کتاب نظریه و تفکر بخش بخش بودن قرآن
از تراوشات فکری سید حسین حسنی
این نظریه تفاوت بین کتابهای مختلف موجود در قرآن را مشخص می کند و مسیر تفسیر هزار ساله را اصلاح می نماید.
نویسنده : سید حیدر حسنی
تحقیق : رضا پوربیاتی

kharid ketab
Download exe book
Download apk
Download exe book
Download apk book


برچسب ها : .


سوال خود را مطرح کنید :


کتاب سفیانی ابوسفیان در عصر ظهورکتاب نظریه و تفکر بخش بخش بودن قرآنکتاب نظریه و تفکر تجدد و نو بودن قرآنکتاب نظریه رفع و از بین رفتن قرآن
Free WordPress Themes