یوسف زهرا

قرآن معجزه­ جاودان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تسلیما

قرآن معجزه­ جاودان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تسلیما

اندازه فونت :
1396/08/28

قرآن معجزه­ جاودان رسول خدا (صلّی اللهُ علیه و آلهِ و سلّم تسلیماً)

بدون شک قرآن وحی آسمانی به سوی رسول خدا ((صلّی اللهُ علیه و آلهِ و سلّم تسلیماً)) است. همان طوری که در این آیه به آن اشاره شده که فرمود: (نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ * عَلى‏ قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِرِینَ) . سوره­ی شعرا آیات 193و 194 . «روح الامین آن را نازل کرده است بر قلب (پاک)  تو تا (مردم را) انذار کنى».

قرآن معجزه­ی جاودانه­ی آسمانی و زنده است، و اعجاز آن با گذشت زمان باقی است، و در بلندای لغت، بی نهایت با بلاغت است، و لذا از فصحا و بلغای عرب خواست – جهت مسابقه با او – یک سوره ای مثل آن یا ده سوره‏ی ساختگى بیاورند .

خداوند متعال فرمود: (وَإِنْ کُنْتُمْ فی‏ رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‏ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَهٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَداءَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ) سوره­ی بقره آیه­ی 23 .   «و اگر درباره­ی آنچه بر بنده­ی خود (پیامبر) نازل کرده‏ایم، شک و تردید دارید، (دست کم) یک سوره همانند آن بیاورید و گواهان خود را – غیر خدا – براى این کار، فرا خوانید اگر راست مى‏گویید!» .

و کلام خدا که فرمود: (أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیاتٍ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ) سوره­ی هود آیه­ی 13 . «آنها مى‏گویند: او به دروغ این (قرآن) را (به خدا) نسبت داده (و ساختگى است)، بگو اگر راست مى‏گویید، شما هم ده سوره­ی ساختگى همانند این قرآن بیاورید، و تمام کسانى را که مى‏توانید – غیر از خدا – (براى این کار) دعوت کنید!» .

چون مردم از آن اعراض کردند و نتوانستند همانند قرآن بیاورند، خداوند آنها را توبیخ و سرزنش نموده و فرمود: (فَإِلَّمْ یَسْتَجیبُوا لَکُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَأَنْ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ) سوره­ی هود آیه­ی 14 . «و اگر آنها دعوت شما را نپذیرفتند، بدانید (قرآن) تنها با علم الهى نازل شده و هیچ معبودى جز او نیست، آیا با این حال تسلیم مى‏شوید؟» .

معجزاتی را که پیامبران سابق آورده اند با علومی که اقوام آنها تالیف نموده و بین آنها شایع بود، مناسبت داشت.

سحر و جادو در زمان موسی کلیم الله و علم طب در بین مردم فلسطین و سوریه در زمان حضرت مسیح علیه السلام شایع بوده است.

معجزه­ی حضرت موسی علیه السلام که بر قوم خودش احتجاج نمود، عصایی بود که با قدرت خدا تبدیل به اژدها شد و چیزهایى را که ساخته بودند می بلعید. و معجزه‏ی حضرت عیسی علیه السلام زنده نمودن مرده ها و شفای نابینایان و کور مادرزاد و مبتلایان به برص «پیسى‏» بود.

شعر و بلاغت و مسابقه در مجتمع های ادبی مناسب با اجتماع زمان پیامبر اسلام بود. و مردم آن زمان به شعرای خود می بالیدند تا اینکه هفت شعر از مشهور ترین قصیده ها را اختیار نموده و با آب طلا نوشته و بر دیوار کعبه آویزان نموده و آن را «معلقات سبع» نامیدند.

مقتضای حکمت الهی – براى خدا دلیل رسا و قاطع است – این است که قرآن کریم معجزه باشد. و قرآن، مدار و محور حجّت برای رسالت خاتم پیغمبران و خالص­ترین فرستادگان ((صلّی اللهُ علیه و آلهِ و سلّم تسلیماً)) بود .

در حقیقت قرآن به خاطر اعجازش و به سبب بلاغتش، آنها را از آوردن مثل آن یا یک سوره مانند آن، عاجز کرده بود، و به خاطر خضوع عرب در مقابل اعجاز قرآن با اینکه آنها در بلاغت خبره و آگاه بودند، بر عرب حجّت است.

وقتی که عرب با اینکه اهل این زبان بودند و قرآن هم به زبان عربی نازل شده که فرمود: (بِلِسانٍ عَرَبِیٍّ مُبِینٍ) سوره­ی شعرا آیه­ی 195 . «آن را به زبان عربى آشکار نازل کرد»، از آوردن مثل قرآن ، عاجز شدند پس غیر عرب سزاوارتر به عجز و اعتراف به عظمت قرآن هستند .

خداوند با جلالت و بلند مرتبه از آن مردم خواسته و به پیامبرش هم دستور داده که از آنها بخواهد که مثل قرآن را بیاورند و از هر کسی که می خواهند چه انسان و چه جنّ کمک بگیرند. خداوند در این رابطه فرمود: (قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‏ أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیرا) سوره­ی اسرا آیه­ی 88 . «بگو اگر انسانها و جنیان اتّفاق کنند که همانند این قرآن را بیاورند، مثلل آن را نخواهند آورد هر چند یک­دیگر را در این کار کمک کنند».

از این آیه واضح و روشن می شود که احدی توانایی این را ندارد که مثل قرآن را بیاورد اگر چه همه­ی تلاش ها و کوشش ها با هم متّحد گردند، و عقل های مردان و زنان و جنّ و تمام مخلوقات به هم­دیگر کمک کنند. کجا می توانند مانند آن را بیاورند در حالیکه قرآن کلام خداوند است که هیچ گونه باطلى، از پیش رو ، و از پشت سر، به سراغ آن نمى‏آید .

در روایتی از معصومین چنین آمده که: «فرق بین کلام خدا و کلام مخلوقات مانندِ فرقِ بینِ خودِ خدا و مخلوقات است» . جامع الاخبار ص 40، مجمع البیان ج 9 ص 380 .

یا اینکه «فضل و برتری کلام خدا نسبت به گفتار دیگران همانند فضل و برتری خدا نسبت به خلقش می باشد» کشف الاسرار ج 2 ص 603، فتح القدیر ج 1 ص 144.

جزو محالات است کسی بتواند مثل قرآن را بیاورد، و این محال بودن مثل محال بودن شریک برای خداوند است ، که بلند مرتبه تر است از آنچه را که ستمگران توصیف می کنند. خداوند فرمود: (هُوَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ عالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَهِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِیم‏)   سوره­ی حشر آیه­ی 22 . «او خدایى است که معبودى جز او نیست، از پنهان و آشکار آگاه است، و او رحمان و رحیم است» .

وقتی که عرب به طور عموم و به خصوص اهل مکّه نسبت به اعجاز قرآن و اینکه امکان ندارد مثل آن را بیاورند، اعتقاد پیدا کردند . شروع کردند به آرزو نمودن به اینکه چرا قرآن برای یکی از بزرگان شان نازل نشده است. همان­طوری که در قرآن آمده: (وَقالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى‏ رَجُلٍ مِنَ الْقَرْیَتَیْنِ عَظِیمٍ) سوره­ی زخرف آیه­ی 31 . «و گفتند: چرا این قرآن بر مرد بزرگى (مرد ثروتمندى) از این دو شهر (مکّه و طائف) نازل نشده است؟».

فیض کاشانی صاحب تفسیر «صافی» در مورد این آیه گفت یعنی بر مردی از این دو شهر مکّه و طائف مثل ولید بن مغیره در مکّه و عروه بن مسعود ثقفی در طائف؛که دارای پست و مقام بزرگی یا اموال فراوانی داشته باشند. زیرا آنها فکر می کردند رسالت، منصب و پست است و فقط سزاوار افراد ثروتمند می باشد در حالیکه نمی­دانستند که رسالت، مرتبه ای روحانی است و نفس و روح پاک را می طلبد که به زیور فضایل و کمالات قدسی آراسته باشد، نه اینکه به زیور آلات دنیوی آراسته باشد .  تفسیر صافی ج 4 ص 3888 .

آنها می خواستند به خاطر پست ومقامشان از وحی بهره ببرند، و نمی دانستند که دلها ظرف هایی هستند، و بهترین آنها، دلى است که حفظ و نگه­دارى و ظرفیتش بیشتر باشد و قلب رسول خدا ((صلّی اللهُ علیه و آلهِ و سلّم تسلیماً)) با فضیلت ترین و با شریف­ترین و وسیع­ترین قلب ها می باشد. پس امکان ندارد – در مقام تنزیل – قرآن به غیر از قلب آن حضرت، بر کسی دیگر نازل شود. و اگر دلی مانند دل رسول خدا ((صلّی اللهُ علیه و آلهِ و سلّم تسلیماً)) وجود نداشت اصلاً قرآن نازل نمی­شد.

محقّقان و صاحبان کتابها و موسوعه های قرآنی بخش های مختلفی را در مشخص نمودن وجه اعجاز قرآنی انتخاب کردند، بعضی از آنها اعجاز آن را در بلاغت لغوی عالی و مستحکم، منحصر کردند مثل جاحظ در رساله اش و جرجانی در کتاب «دلائل الاعجاز» و کسانی که در این رای و نظر تابع اثر آنها شدند.

و زمخشری در تفسیر «کشّاف» می گوید: مظانّ و محل اعجاز قرآن بین معانى زیبای آن جمع شده و آنچه از اسرار پنهانی را که الفاظ قرآن در ذات خود دربردارد، معلوم نمی شود مگر برای کسی که بهره ای از ذوق کلام و فهمیدن مقاصد کلام به او داده شده باشد . در تفسیر کشاف پیدا نشد.

و غیر زمخشری عقیده دارد که قرآن از جهت دیگری اعجاز دارد و آن اینکه اثر هایی در دلها ایجاد می کند و تاثیری در نفس ها دارد و هیچ کلامی غیر از قرآن نمی شنوی که از نظر نظم و نثر طوری باشد، وقتی گوش کسی بشنود قلب آن شنونده به سوی آن خالصانه روی آورد.

و سیّد بحر العلوم در کتاب «ملامح العظمه» بعد از بیان نظرات دانشمندان در وجه اعجاز قرآنی این نظریه را پذیرفته و انتخاب کرده که اعجاز قرآن متوقّف و منحصر در یک جهت مخصوص و متمایز از دیگر نیست؛ بلکه اعجاز آن جهات مختلف و وجوه متعدّدی دارد، آن جهات در قرآن جمع شده اند و برای قرآن معجزه­ی خارق العاده ای در مقام ادّعا و تحدّی و اظهار عجز طرف مقابل، ایجاد کرده است .

آنگاه می­گوید: خلاصه اینکه قرآن معجزه­ای است که اعجاز عمومی دارد و مظهر عجز طرف مقابل است و تحدّی جهات و وجوهی دارد که شمارش آن امکان ندارد و منحصر در نوع خاصّی نیست . ملامح العظمه سیّد حسین بحر العلوم ص 43 .

حقیقت این است که قرآن در لغت و حقایق علمی و خبر دادن از امّت سابق و آگاه کردن از غیب ها و خبر از آینده معجزه است. همان­طوری که قرآن خودش را چنین توصیف نموده که (تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ) سوره­ی نحل آیه­ی 89 .  «بیان­گر همه چیز است»‏.

و همچنین در جای دیگر فرمود: (وَلَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلافاً کَثِیراً) سوره­ی نسا آیه­ی 82 . «اگر (قرآن) از ناحیه­ی غیر خدا بود اختلافات فراوانى در آن مى‏یافتند» .

قرآن بسیاری از حجّت ها و دلیل های بلند را برای مهمترین و شریف­ترین معارف با اسلوب و روشی که شخص عالم در برابر آن سَرِ تسلیم فرود می آورد و انسان نادان هم، آن را می فهمد، آورده است.

قرآن حقّانیت عقیده­ی توحید، یگانگی خداوند، صدق و راستی رسالت خاتم پیغمبران ((صلّی اللهُ علیه و آلهِ و سلّم تسلیماً))، معاد، حساب، ثواب و عقاب قیامت را توضیح داده است. قرآن در مقام ارشاد و تربیت، بالاترین و رفیع ترین مطالب را به رهبران یک جامعه و مربّیان آن در تربیت امّت و مردم خود بیان نموده است. در حالی که می فرماید: (ادْعُ إِلى‏ سَبیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَالْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ)  سوره­ی نحل آیه­ی 125 . «با حکمت و اندرز نیکو به سوى راه پروردگارت دعوت نما» .

و کلام خدا که فرمود: (وَلَوْ کُنْتَ فَظّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضّوا مِنْ حَوْلِکَ) سوره­ی آل عمران آیه­ی 159 . «و اگر خشن و سنگدل بودى از اطراف تو پراکنده مى ‏شدند» .

و گفتار خدا که فرمود: (وَجادِلْهُمْ بِالّتی هِیَ أَحْسَنُ) سوره­ی آل عمران آیه­ی 159 . «و با آنها به طریقى که نیکوتر است استدلال و مناظره کن‏» .

قرآن راه تشریعی کامل را که به عنوان طرح های بر حق الهی است، مطرح نموده است. همچنین قرآن شریعت حقوقی برابر و قوانین با ارزش و نظم های معقول جاری در شهرها و اجتماع مردم، سیاست، جنگ، مقدّمات، نتائج و ثمره­ی آنها، اعطا نموده است .

امّا از جهت اخلاق،قرآن طرح هایی را به عنوان خُلق و خوی مطلق ربّانی بیان کرده است.با استفاده از این طرح ها از انسان می خواهد تا به طرف مسیر عالی سیر نماید، و بر آن طرح ها مقدّم یا متاخر نشود که گمراه و هلاک می گردد.

در حقیقت رسول خدا ((صلّی اللهُ علیه و آلهِ و سلّم تسلیماً)) مجسّم عملی صادق برای اخلاق بزرگ قرآنی بود. لذا خداوند جلیل و بلند مرتبه آن حضرت را مخاطب قرار داده و فرمود: (وَإِنّکَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظیمٍ) سوره­ی قلم آیه­ی 4 . «و تو اخلاق عظیم و برجسته‏اى دارى» .

و حدیث، آن حضرت را چنین توصیف کرده که «اخلاق آن بزرگوار قرآن بود»  مجموعه­ی ورّام ج 1 ص 89 . ، پس اخلاقِ قرآنی همان «خلق عظیم» است. همچنین قرآن کریم اصلاح عقل­ها و فکر های مردم را که متوقّف و بی حرکت بودند، به تحرّک و آزادی واداشته است و از اجبار و ظلم و ستم حتی در موقع دعوت به سوی اسلام و التزام به این دین، منع نموده است.

پس خداوند متعال فرمود: (لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ) سوره­ی بقر آیه­ی 256 . «در قبول دین اکراهى نیست؛ (زیرا) راه درست از راه انحرافى روشن شده است‏».

و همچنین خداوند فرمود: (فَذَکِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَکِّرٌ * لَسْتَ عَلَیْهِمْ بِمُصَیْطِرٍ) سوره­ی غاشیه آیات 21 و 22 .  «پس تذکّر بده، تو فقط تذکّر دهنده‏اى، تو مسلّط بر آنها نیستى که (برای ایمان) مجبورشان کنى .ملامح العظمه ص 54 .

با تمام اقسام اعجاز که قبلاً اشاره شد اقسام دیگری وجود دارد که هنوز یادآوری نشده اند. در اینجا وجوه دیگری از اعجاز است، که آن پایداری و همیشه زنده و تجدّد قرآن است. به این معنا که هر چیز تازه ای که در حیات بشر به وجود می آید را بیان می کند و برای آن راه حل های صحیح را قرار می دهد و کلام فیصله دهنده را می گوید. در حقیقت قرآن (تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ) سوره­ی نحل آیه­ی 89 .  «بیانگر همه چیزی» است .

کلام خداوند که فرمود: (لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَیْکُمْ کِتاباً فِیهِ ذِکْرُکُمْ أَ فَلا تَعْقِلُونَ)  سوره­ی انبیا آیه­ی 10 . «ما بر شما کتابى نازل کردیم که وسیله­ی تذکّر (و بیدارى) شما در آن است، آیا اندیشه نمى‏کنید؟» .

رسول خدا ((صلّی اللهُ علیه و آلهِ و سلّم تسلیماً)) در حدیثی قرآن را توصیف نموده است. از حضرت علی علیه السلام نقل شده که فرمود: «من از رسول خدا ((صلّی اللهُ علیه و آلهِ و سلّم تسلیماً)) شنیدم مى‏ فرمود: به زودى‏ فتنه‏اى به پا مى‏شود، عرض کردم ای رسول خدا! چاره­ی خلاصى از آن فتنه چیست؟ حضرت فرمود: قرآن است که اخبار پیشینیان و آیندگان و داورى میان شما در آن است. آن کلامى است که حقّ را از باطل جدا مى‏کند، جدّى است و شوخى نیست، هر جبّارى آن را ترک کند خداوند او را درهم مى‏شکند و هر کس هدایت را در غیر آن جستجو کند خداوند گمراهش مى‏سازد .

کتاب خدا ریسمان محکم و ذکر حکیم و صراط مستقیم است. کتاب خدا بازیچه­ی هواها نمى‏شود و گرونده­ی به آن از هر زبانى که باشد درباره­ی آن دچار اشتباه نمى‏شود و دانشمندان از معارفش سیر نمى‏گردند و از اینکه دشمنان آن را رد کنند کهنه نمى‏گردد و عجایبش تمام شدنى نیست. قرآن همان کتابى است که وقتى جنّ آن را شنید چاره‏اى جز این ندید که بگوید: (إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً * یَهْدِی إِلَى الرُّشْدِ) سوره­ی جن آیه­ی 1 و 2 . «ما قرآن عجیبى شنیده‏ایم که به راه راست هدایت می کند» و هر کس به حکم قرآن سخن گوید راست گفته و هر کس به حکم آن حکم کند عدالت ورزیده و هر کس به دستوراتش عمل کند پاداش داده مى‏شود و هر کس را به سوى قرآن بخوانند به صراط مستقیمش هدایت کرده ‏اند» . اعلام الدین ص 99 و 100 .

پس آیا بعد از این ، اعجاز دیگری هست؟ پس منزّه است خدایی که به حقّ کتاب را نازل کرده است. امیرالمؤمنین علیه السلام قرآن را این گونه توصیف نموده و فرمود: «قرآن کتابی است که خبر پیشینیان، و حکم و داوری بین شما، و خبر آیندگان در آن است» تفسیر عیاشی ج 1 ص 7 حدیث 16، بحار الانوار ج 92 ص 25.

برگرفته از : کتاب نظریه و تفکر تجدد و نو بودن قرآن ( از تراوشات فکری سید حسین حسنی )

کتاب نظریه و تفکر تجدد و نو بودن قرآن

کتاب نظریه و تفکر تجدد و نو بودن قرآن
از تراوشات فکری سید حسین حسنی
این کتاب از یک نظریه بسیار با اهمیت صحبت می کند. بلکه به قرآن راز بقا می دهد.
این نظریه ارتباط قرآن با شب قدر و امام معصوم (علیهم السلام) را نشان می دهد و طیف گسترده ای از موجودات در هر زمان و مکانی را ارائه می دهد.
نویسنده : سید حیدر حسنی
تحقیق : رضا پوربیاتی

kharid ketab
Download exe book
Download apk
Download exe book
Download apk book


برچسب ها : .


سوال خود را مطرح کنید :


کتاب سفیانی ابوسفیان در عصر ظهورکتاب نظریه و تفکر بخش بخش بودن قرآنکتاب نظریه و تفکر تجدد و نو بودن قرآنکتاب نظریه رفع و از بین رفتن قرآن
Free WordPress Themes