یوسف زهرا

قرآن کریم چیست؟

قرآن کریم چیست؟

اندازه فونت :
1396/09/06

قرآن کریم

بعد از اینکه احاطه ی عمومی نظریه و تفکّر تقسیم بندی قرآن را شناختیم و دانستیم که قرآن دربردارنده ی تعدادی از کتاب ها می باشد که هر کدام از آنها با وصف خاصّی از دیگران امتیاز پیدا می کند و جدا می شود و هر کدام بیان کننده ی وظیفه ای هست که خودش آن را دربردارد و بعد از اینکه بعضی از آرا و نظرات مفسّرین و اشکالاتی را که نظریه های­شان را دربر می گیرد را ذکر نمودیم، به کمک و توفیق خداوند بزرگ شروع می کنیم در بیان کردن مفردات این کتاب ها و تفصیل دادن آنچه را که برای ما در هر کتابی ممکن است.

خداوند متعال در قرآن فرمود: (إنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ * فِی کِتابٍ مَکْنُونٍ * لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُون‏ ) سوره ی واقعه آیات 77 – 79 . «به راستی که آن قرآن کریمى است که در کتاب محفوظ جاى دارد و جز پاکان نمى‏ توانند آن را مس کنند» .

قرآنی که خداوند در این آیه آن را به «کریم» توصیف نموده است، منظور از آن چیست؟

طبق معمول مفسّران در تفسیر این آیه اختلاف دارند؛ چون که هر کدام از آنها با دید و نظری به آن نگاه می کند که با دید و نظر دیگران اختلاف دارد و با عقل و درکی غیر از عقل و درک دیگران فکر می کنند .

وقتی که مفسّران به ظنّ و گمان و عقل خود در تفسیر اعتماد کرده اند نتیجه ی آن، این اختلافات شده است، در حالی­که امام ما حضرت صادق علیه السلام فرمود: «به راستی که دور ترین چیز از کتاب خدا، عقل است» . این حدیث را با این الفاظ در مصادر حدیثی پیدا نکردیم، ولی مشابهه آن وجود دارد، مراجعه شود به محاسن ج 2 ص 300 ضمن حدیث 55 .

مانند همین بیان گفتار امیرالمؤمنین علیه السلام است که فرمود: «دین و آیین خدا با عقل های مردان درک نمی شود ». کمال الدین ج 1 ص 324 حدیث 9 در این مصدر از علی بن الحسین7 نقل شده، اوائل المقالات ص 228.

کسی که قرآن را با رأی و نظر خود تفسیر کند، ائمّه ی معصومین او را به کفر توصیف نمودند. آنجا که فرمودند: «هر کس یک آیه از کتاب خدا را با رأی و نظر خود تفسیر کند کافر شده است». تفسیر عیاشی ج 1 ص 18 حدیث 6، وسائل الشیعه ج 27 ص 60 حدیث 33195 .

اما وقتی که تفسیر قرآن مبتنی بر معرفت و شناخت خداوند و علوم و دانش اهل بیت و گواهی بعضی از قرآن برای بعض دیگر باشد در این صورت آن تفسیر به طور حتم مطابق با واقع و حقیقت خواهد بود و از اسرار پرده بر می دارد .

اهل تفسیر می گویند مقصود از «قرآن کریم» تمام قرآن یا تمام مصحف شریف و جمیع آیات این کتاب است. اگر مطلب چنین است و حرف­شان صحیح باشد پس این آیه را با چه چیز تفسیر می کنند که خداوند فرمود: (لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ) سوره واقعه آیه 79 . «و جز پاکان نمى‏ توانند آن را مس کنند».

با علم به اینکه از نظر تفسیر و تاویل غیر پاکان هم این قرآن را مس می کنند و اینکه بعضی از مفسّرین اقدام به تفسیر قرآن نمودند، و در آنجا بعضی ها کتابی راجع به تاویل قرآن نوشتند.

نتیجه اینکه مفهوم و معنای آیه چنین است حقیقت قرآن و تاویل آن را غیر از پاکان کسی دیگر نمی داند .

بعد از بحث و ارتباط داشتن قرآن به قرآن، و گواهی بعضی آیات برای بعضی دیگر و تصدیق نمودن روایات ائمّه ی معصومین مقصود از قرآن کریمی که غیر از پاکان کسی نمی تواند آن­را مس نماید، فقط بسم الله است نه کل قرآن.

این بیان بر حسب ارتباط قرآن به قرآن ثابت می شود و این مطلب سه مرحله دارد که عبار تند از:

مرحله ی اوّل: اثبات این­که بسم الله قرآن است

در گذشته گفتیم که لفظ «قرآن» یعنی آنچه که در هر زمان قرائت می شود و بسم الله بارز ترین مصداقی است که به این وصف متّصف می شود. چطور این گونه نباشد در حالی­که ائمّه ی معصومین مردم را دعوت به خواندن آن در هر حال، نمودند. و شیعیانِ شان را دستور دادند هر عمل یا گفتاری را با بسم الله شروع کنند و هر کار یا گفتاری که با بسم الله شروع نشود را ابتر و دم بریده توصیف نمودند .

از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمود: «بسم الله الرحمن الرحیم سزاوراترین چیزی است که بلند خوانده شود و بسم الله همان آیه ای است که خداوند در قرآن فرمود: (وَ إِذا ذَکَرْتَ رَبَّکَ فِی الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلى‏ أَدْبارِهِمْ نُفُورا) «و هنگامى که پروردگارت را در قرآن به یگانگى یاد مى‏ کنى پشت مى‏کنند و از تو روى برمى ‏گردانند» . تفسیر عیاشی ج 2 ص 295 حدیث 86 .

از این روایت واضح و روشن گردید که بسم الله همان آیه ای است که موصوف به «قرآن کریم» است؛زیرا در آیه فرمود: (هنگامی که پروردگارت را در قرآن یاد می کنی)، یعنی در بسم الله یاد می کنی، و با این بیان ثابت شد که بسم الله قرآن است.

مرحله ی دوّم: اثبات وصف کریم برای بسم الله

خداوند در قرآن از بلقیس حکایت نمود و فرمود: (قالَتْ یا أَیُّهَا الْمَلَأُ إِنِّی أُلْقِیَ إِلَیَّ کِتابٌ کَرِیمٌ * إِنَّهُ مِنْ سُلَیْمانَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏) سوره ی نمل آیات 29 و 30 . «ملکه ی سبا گفت: اى اشراف! نامه ی پر ارزشى به سوى من افکنده شده! این نامه از سلیمان است و چنین مى‏باشد به نام خداوند بخشنده ی مهربان» .

این آیه «کتاب» را با دو وصف توصیف نمود یکی اینکه «کریم» است، دیگر اینکه «بسم الله الرحمن الرحیم» است. نتیجه اینکه بسم الله همان «کتاب کریم» است.

در روایتی که از امام صادق علیه السلام روایت شده آن حضرت بسم الله را به آیه ای در قرآن توصیف نمود. ابوحمزه از امام صادق علیه السلام روایت کرده است و همچنین از امام باقر علیه السلام هم روایت شده که فرمود: «بهترین و محترم ترین آیه را از کتاب خدا دزدیدند و آن آیه بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ است . تفسیر عیاشی ج 1 ص 19 ح 4 .

و بر بنده ی خدا لازم است در آغاز هر کار آن را بگوید، چه کار بزرگ و یا کار کوچک باشد؛ تا اینکه در آن کار برکت واقع گردد» . تفسیر امام عسکری7 ص 28 .

آنچه که معروف می باشد این است که لفط «اکرم» در این روایت یعنی کریم و گرامی با چیز اضافی. و همچنین معلوم است که «اکرم» صیغه ی مبالغه در «کرم» و «کریم»است. گفته می شود فلانی اکرم و کریم تر از فلانی است و او کریم است، بنابراین، ثابت می­شود که بسم الله به صفت «کرم» متّصف می­گردد.

به حسب ارتباط سه گانه ای که قائم است بر شباهت بین «کتاب تکوینی یعنی هستی» و «کتاب تدوینی یعنی قرآن» و «کتاب انسانی یعنی انسان» که پرده برداری از آن به زودی صورت می گیرد. روشن می شود از جهت اینکه خداوند جلیل و بلند مرتبه هر کتابی را هم سنخ و هم نوع کتاب دیگر آفریده است و اختلاف فقط در متعلّق و عالم و ظرف و زمان وجود دارد .

از جمله چیز هایی که ثابت می باشد این است که بسم الله ابتدای کتاب تدوینی یعنی قرآن است و چیزی که محل آن است در کتاب انسانی یعنی انسان، سر است. معلوم و روشن است که کرامت انسان در سرِ او وجود دارد و او است که زمانی که سر فرو افکند موصوف به ذلت می گردد و به بی آبرویی توصیف می شود .

کلام خداوند متعال اشاره به همین مطلب دارد که متکبران را خطاب می کند که چه حالت ذلّتی را در عذاب ملاقات می کنند: (ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذابِ الْحَمِیمِ * ذُقْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْکَرِیم‏) سوره ی دخان آیات 48 و 49 . «سپس بر سر او از عذاب سوزان بریزید! (به او گفته مى‏شود بچش که (به پندار خود) بسیار قدرتمند و محترم بودى» .

از امیرالمؤمنین علیه السلام حدیثی روایت شده که شامل این معنا می باشد، آن حضرت فرمود: «هر آنچه در قرآن هست در سوره ی فاتحه است و هرچه در فاتحه است در «با» بسم الله وجود دارد و آنچه که در «با» است در نقطه ی زیر «با» هست و من آن نقطه ی زیر «با» هستم» . ینابیع المودّه ج 1 ص 213 حدیث 15 .

از این روایتِ مشهور می فهمیم که اصل و مرجع فیض رسانی بر ام الکتاب بسم الله می باشد و این خصوصیتِ فیض رسانی صفت کرامت را به بسم الله می دهد. نتیجه اینکه بسم الله اصل قرآن و مصدر و مرجع آن می باشد .

مرحله ی سوّم

از جمع بین آنچه که در مرحله ی اوّل و دوم به­دست آوردیم و از جهت اینکه اولا ثابت شد بسم الله قرآن است و ثانیا ثابت شد که بسم الله کریم است، نتیجه چنین می شود که بسم الله قرآن کریم است .

چون که خداوند سبحانه و تعالی بسم الله (قرآن کریم) را در آغاز کتاب خود قرار داده است تا اینکه فیض خود را بر آن برساند و از بسم الله به همه برسد، ناچار باید این فیض به کسی که از صفت کرامت بهره می برد نازل گردد تا اینکه آن شخص به کسانی که به او روی می آورند، فیض برساند، و حتی به مقدار کم بر کسی بخل نورزد.

وقتی که بسم الله اولین چیزی است که فیض الهی به او روی آورده است در نتیجه بسم الله قرآن کریم است که به صفت «کرم» متّصف می گردد، از این جهت خداوند کلام خود را در قرآن با «بسم الله» شروع کرده است در نتیجه بسم الله به عنوان باب و درِ هر سوره می باشد .

چون که خداوند مصدر و مرجع فیض و بخشش و کرامت می باشد و حافظ و نگهبان انسان است – همان­طور که از بین گفتارش در قرآن شریف فهمیده می شود – معلوم است که خداوند – که نعمت هایش پاکیزه باد – می خواهد این فیض استمرار داشته باشد و باقی بماند و به همه برسد، ناچار باید این فیض بر کسی که از صفت کرامت بهره می برد، نازل گردد تا اینکه آن شخص به کسانی که به او روی می آورند، فیض برساند، و حتی به مقدار اندک هم بر بندگانش بخل نورزد .

خبری که در «عیون اخبار الرضا علیه السلام» از رسول خدا ((صلّی اللهُ علیه و آلهِ و سلّم تسلیماً)) نقل شده به این مطلب اشاره دارد، که خداوند فرمود: « . . . . وقتی که بنده ای بسم الله الرحمن الرحیم بگوید خدای جلّ جلاله می فرماید بنده ی من به نام من آغاز کرد و بر من لازم است که اُمورش را تمام کنم و اُموالش را مبارک و میمون سازم‏» . عیون اخبار الرضا(علیه السلام) ج 1 ص 300 ضمن حدیث 59 .

آیا اتمام اُمور و زیادی برکت جز از صفت کرامت ، تحقّق پیدا می کند؟

همچنین در «عیون اخبار الرضا علیه السلام» از امیرالمؤمنین علیه السلام روایت شده که آن حضرت فرمود: «بسم الله الرحمن الرحیم آیه ‏اى از سوره ی حمد است و این سوره شامل هفت آیه می باشد که تمام ‏شدنش به بسم الله الرحمن الرحیم است» . عیون اخبار الرضا (علیه السلام) ج 1 ص 302 حدیث 60 .

امیرالمؤمنین علیه السلام از رسول خدا ((صلّی اللهُ علیه و آلهِ و سلّم تسلیماً)) نقل نموده که آن حضرت فرمودند: «. . . و به یقین سوره ی حمد بزرگ­ترین و شریف­ترین چیزى است که در گنج هاى عرش (الهى) است و براستى که خدوند با عزّت و جلال محمّد ((صلّی اللهُ علیه و آلهِ و سلّم تسلیماً)) را به آن ویژگى بخشید و شرافت و بزرگى داد و در آن هیچ یک از پیامبرانش را با او شریک نگردانید غیر از سلیمان که بسم الله الرحمن الرحیم را به او عطا فرمود. آیا نمى‏بینى که از زبان بلقیس حکایت می کند، آنگاه که گفت: (قالَتْ یا أَیُّهَا الْمَلَأُ إِنِّی أُلْقِیَ إِلَیَّ کِتابٌ کَرِیمٌ * إِنَّهُ مِنْ سُلَیْمانَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ) سوره ی نمل آیات 29 و 30 . «ملکه ی سبا گفت: اى اشراف! نامه ی پر ارزشى به سوى من افکنده شده، این نامه از سلیمان است و چنین مى‏ باشد به نام خداوند بخشنده ی مهربان» عیون اخبار الرضا (علیه السلام) ج 1 ص 302 حدیث 60 . تا آخر این روایت .

در کتاب های «کافی» و «توحید» و «معانی الاخبار» و «تفسیر عیّاشی» (از ابن سنان نقل شده که از امام صادق علیه السلام تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم را پرسیدم) امام علیه السلام فرمود ««بای» آن بها و روشنی خدا است و «سین» آن سنا و رفعت خدا می باشد و «میم» آن مجد و بزرگوارى خدا است» .

و در روایتی آمده: ««میم» بسم الله ملک و سلطنت خدا است و اللَّه معبود و اله هر چیزی است «رحمان» مهربان است به تمام خلقش و «رحیم» مهربان است نسبت به مؤمنین» . کافی ج 1 ص 114 حدیث 1، توحید صدوق ص 230 حدیث 2، معانی الاخبار ص 3 حدیث 1، تفسیر عیاشی ج 1 ص 22 حدیث 18.

پس اوّلین تجلّی و ظهور خداوند در وجود خاتم الانبیاء محمد مصطفی ((صلّی اللهُ علیه و آلهِ و سلّم تسلیماً)) بود و از آن حضرت تجلّیات به موجودات دیگر رسیده است .

اوّلین تجلّی حق نقطه است و از نقطه به «با» فیض داده شد و از «با» به «بسم الله» و از آن به «قرآن» افاضه شد همان­طوری که در حدیث آمده: «علم و دانش یک نقطه بود ولی جهّال و نادانان آن را تکثیر نمودند» . عوالی اللآلی ج 4 ص 129 حدیث 223.

در نتیجه حروف از نقطه و الفاظ از حروف و کلام از الفاظ ایجاد شدند، پس اگر کلام در الفاظ و الفاظ در حروف پیچیده شوند و حروف در نقطه درهم آمیخته گردد نتیجه ی آن نقطه می شود .

برگرفته از : کتاب نظریه و تفکر بخش بخش بودن قرآن ( از تراوشات فکری سید حسین حسنی )

کتاب نظریه و تفکر بخش بخش بودن قرآن

کتاب نظریه و تفکر بخش بخش بودن قرآن
از تراوشات فکری سید حسین حسنی
این نظریه تفاوت بین کتابهای مختلف موجود در قرآن را مشخص می کند و مسیر تفسیر هزار ساله را اصلاح می نماید.
نویسنده : سید حیدر حسنی
تحقیق : رضا پوربیاتی

kharid ketab
Download exe book
Download apk
Download exe book
Download apk book


برچسب ها : .


سوال خود را مطرح کنید :


کتاب سفیانی ابوسفیان در عصر ظهورکتاب نظریه و تفکر بخش بخش بودن قرآنکتاب نظریه و تفکر تجدد و نو بودن قرآنکتاب نظریه رفع و از بین رفتن قرآن
Free WordPress Themes